Photo Hunting in Almaty


Photo Hunting in Almaty
I want to thank Samsung for holding this competition! This was an excellent opportunity for those who wanted to take photographs from every moment of their life and to show them to everyone. Samsung held a competition, named ФОТООХОТА (photo hunting), between students of eight universities in Almaty.  In this photography competition students were using the new Samsung Galaxy camera to take photos.
The Galaxy camera is the newest model camera which was recently released by Samsung.   The Galaxy camera takes quality pictures and allows you to send an SMS and MMS from this camera to be used on the internet, on Facebook and Vkontak.  You can also edit your photos at the same time with this Galaxy camera.
This competition was held for one week in which participants were given photography tasks to accomplish from Samsung. The tasks were like a conundrum (puzzle) and we had to solve this conundrum to find the place in the city to take a certain picture. It was very interesting for us, especially for me because my Russian is not good and I couldn’t help to my group mates for solving the tasks.  It was very memorable for me because I was introduced to new people and found new friends from my own dear academy. Gabit Abdimalik, Kambar Tleubergenov, Dauren Ospanov, Saule Muratova and Yasir Rashid (me) participated in this competition from KazGASA and we took many pictures from different places in Almaty. This competition ended after one week and the winners of this competition were the students from KazGASA. We were awarded with a camera for each of us. In reality this competition was very difficult and we tried to take the best photos for the pride of our academy. I want to congratulation my group mates Gabi, Kambar, Saule and Dauren, and want to say that we are proud of our academy (KazGASA) and all our friends who helped us in this competition. We think that it goes without saying that the Samsung Galaxy camera is the best camera that we have ever seen. Thanks so much from committee of young students (KCM) for their helping and we thank Samsung again for holding this competition!
Yasir Rashid

صیاد زنده گی باشیم

صیاد زنده گی باشیم
زنده

گی هدیه خداوند(ج)برای انسان است که میلیاردهاسال بیش اهداشد ماآفریده شدیم تازنده گی کنیم از زنده گی خودبه هرنحوبهره ببریم عمربرای زنده گی بسیارگوتاه است بعضی هاتازمانی به زنده گی کردن پی می برندزنده گی خودراازدست می دهند زنده گی برای ماداده شده باید زنده گی کنیم اماچطور؟انسان در دوران کودکی فقط به فکربازی وسرگرمی باهم سن وسالان است واززنده گی هیچ نمیفهمندوهیچ به زنده گی اهمیت نمی دهندهرچه هست ونیست فقط بازی وسرگرمی است تاکم کم به سن هفت سالگی میرسندمعمولادرسن هفت سالگی به مکتب میروندمشغول درس وبحث میشوندمصروفیت شان زیادمیشوندهمرای درس کارهای مربوط به خانه ودهقانی را همرای پدرخودشروع میکنندتاکه به سن 14و15سالگی میرسنددراوج روزگارزنده گی قرارمیگرندغروربه ذهن شان پیدامیشودبه غرورخودفخرمی ورزندباغرورهای شان زنده گی رابه عنوان یک بازیچه فکرمیکنندبه فکرشان مواردهای مختلف میرسندبعضی های شان عاشق میشوندتعدادی درغم روزگارمیفتندتعدادی دیگری هم به فکربدست آوردن چندلقمه نان میشوندحتی فصل جوانی خودرادردیارغربت بخواطربدست آوردن چندلقمه نان به دورازپدرومادرخودسپری میکنندهزارویک زخم زبان را نادیده گرفته تانان برای فامیل تهیه کنندهرسال ازعمرشان میگذردبه مشگلات زنده گی افزوده میشودبه نظرمن هیچ نفس راحت کشیده نخواهدتوانستندمدام به چندلقمه نان فکرمیکنندتاچطور بدست آورندتا کرسنه نماننداشخاص که به درس خودادامه می دهنددر دوران مکتب دایم به فکردرس های شان هستندکه چکونه درامتحانات کامیاب شوندیاهم چه قسم ازپل صراط کانکوربگذرندتادررشته دل خوا کامیاب شوندباچه رنج وزحمت دوران مکتب راسپری میکنندوارددانشگاه هامیکردنددردانشگاه هم مصروفیت درس وکارازدوره مکتب بیشتراست ازدانشگاه فارغ ناشده به فکرکارمی افتندکه بعدازفراغت کارپیداشودیانه ؟همه خبردارندپیداکردندکاردرهرکشورکاراست نبوی رابجاآورندبعدازعروسی هم دیگربیشترکارکندتازن وفرزند را سیرنگهداردشایدهیچ نفس راحت کشیده نتواندچون صبح وقت ازخواب شیرین بیدارشودچای ناخورده بایدسرکاربرودتاکارش ازدست اش نرودکه کارپیدا کرده نمیتواندشام به خانه برمیگرددخسته ومانده خودبالای رخت خواب انداخته تابازهم صبح زودازخواب بیدارشودچه زمان پهلوی زن وفرزندنشسته دردل کند؟ویافرزندان خودرا نوازش کند؟...تاکه کم کم به سن چهل میرسند(اگرکسی چهل شده بس کیل شده است)کم حوصله کی هارخ میدهددیگروقت نشستندبافامیل وفرزندان نمانده است ودیگرحوصله نوازش فرزندان نمانده است انسان کوشش میکندکه تنهاباشدودوری برمی گزنندبه خواطر کم حوصله کی زیاد...کم حافظه کی نیزسراغ(صراغ) انسان رادراین فصل زنده گی میکردبسیارازکارهارا زودزودفراموش میکنندجوانان خوش ندارندهمرای پیرهایک گپ راشش وهفت بارتکرارکننددیگرآن اوج زنده گی نمانده است تابه عشق وغرور و...فکرکند
انسان تاشروع به نفس کشیدن میکندنفس اش شروع به قیدی میکند تاکه آن نفس ازآن هاگرفته می شود....کی نفس راحت کشید؟وچه زمان زنده گی را صیدکنیم
writte By:محمدجاویدراشد1391/11/2
7
درشانزده سالگی ام
درشانزده همین بهارعمرم بسرمی برم هزاررنج وزحمت رابسرگذرانده وبه این سن رسیدم درهر سال که بزرگ میشوم امیدوآرزویم بیشترمیشودوبیشترازخداوندسبحان(ج)آرزو زنده ماندن می کنم وبه آینده خودبیشترفکرمیکنم .کوشش میکنم ازگذشته هاعبرت گرفته تابه آینده خودرا بهتروخوب ترفکرکنم تاآینده سرشارازکامیابی.پیروزی.سربلندی وزیباوزیبا داشته باشم ....آنقدر گپ وسخن دردلم دارم نمیدانم به کی بگویم خداوند(ج) خود از دل انسان خبردارد که هرکس چه دردارد.امادراین دنیافانی به کی بگوییم تاما چه میخواهم به هرکس نگاه کنیم خودآن کس ازمابیشترمشگل داردوبه راهنمایی های دیگران ضرورت دارندقلب من پرازسخن واسرار است سخن واسراراز مشگلات زنده گی .درس .کار.گذشته.حال .آینده وغیره به سمت رجوع کنیم پرازغم وغصه ورنج وزحمت است تابستان گرم زمستان سرد چه وقت خونسرد...

توسط جاوید راشد

دراوج زنده گی

دراوج زنده گی
من دراوج زنده گی ام قراردارم در دومین فصل اززنده گی خود.فصل شادی مستی خوشحالی وشادابی.... فصل اول زنده گی ام راهمراه بادیوانگی های کودکی وهم سن سالان ام باهزاران رسم .رواج وبازی های کودکانه بانازونخره برپدرومادرم ومهربانی های پدر.مادر.برادران وخواهران وبامیلیون هاشادی وخوشی های دیگرسپری کردم وحدودیک سال بیش قدم به فصل دوم زنده گی ام گذاشتم درفصل اول زنده گی کارم چراندن گوسفندان (روز های که چوپان رمه هارا نمی برد)وبازی باهم سن وسالان بوداما زمان که قدم به فصل دوم زنده گی گذاشتم همرای پدر.مادروبرادرانم کارهای دیگرماننددهقانی راشروع کردم کم کم به مرورزمان قلبه کردن آبیاری زمین هاوکارهای دیگررایادگرفتم وهم چنان باخوشی هاوغم های زنده گی نیزآشناشدم کم کم زنده گی کردن را ازچهاراطراف خودیادگرفتم به زنده گی دیگران نگاه کرده کوشش میکنم تازنده گی خودرابهتروخوبتربسازم.. یکی ازمواردهای زنده گی آمدن درکابل است درفصل تابستان درمالستان کارهای شاقه دهقانی را انجام میدهیم همرای کاربه مکتب نیزمیروم مشکلات ازهربعدزیاد است روزگار زنده گی. درس .مکتب.کارو.....درمکتب موادلازم برای دروس 

آدینه (جمعه)

آدینهجمعه کلمه عربی است وبه فارسی (آدینه )معنی میدهد .آدینه روزآخرهفته است روزتعطیلی ورخصتی است مردم بعدازمدت شش روزکاروبار.روزآدینه راپهلوی خانواده های خودسپری میکنندویاهم همرای خانواده های خودبه دیدن دوستان میروندویا فامل راگرفته به پارگ برای تفریح میروندتاخستگی شش روزکاررارفع کننددرشهرهامعمولاچنین است امادروالسوالی هابرعکس به جای این که درخانه نشسته رفع خستگی نمایندویابه خانه های دوستان بروند .به بهانه رخصتی مردم زیادترکارمیگنندازتفریح ورفتن به پارگ هاخبرنیست هرکس مصروف کارهای خودمی باشندامروزنیز(آدینه )بود1391.11.20صبح امروززمانیکه ازخانه بیرون شدم به سرک برچی رفتم بادیدن آن همه مردم باخودگفتم که واقعاامروزآدینه است آن قدرسرگ پرازنفربودکه قابل باورنبوداین قدرجمعیت درشهرکابل زنده گی میکنندهمه ازخانه های خودبیرون شده بودند.درسرک قدم زدن مشگل بودبخواطرکثرت نفوس حتی ترافیگ پیاده روی هم وجودداشتنویسنده :محمدجاویدراشد1391/11/20